+ دوستت دارم

ناگفته های قلبهایمان بیشتر...

گفته هایمان کمتر از حدیث های شبانه است

                               در تنهایی و خلوت....

کاش می شد...

         گاه بی تاب شدن

دستان سردو مهربانت...

                  تمام وجودم را گرم می کرد...

 ماچمهربانترین مهربان من دوستت د ارم....ماچ

نویسنده : مهتاب آسمان ; ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها: تنهایی
comment نظرات () لینک


+  

پیامک ولنتاین

 

می تپد قلبم برای تو که یادت همدم لحظه لحظه های من است.وبا هر تپش بی تاب تر برای دیدار تو می شوم.

ماچ

هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران و بابونه نباشی گاهی در انتهای خوارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند.

ماچ

(نوشتم دوستت دارم پرانتز را نبستم بگذار این حقیقت تا ابد جریان بیابد...

ماچ

عشق من تو باش نه برای اینکه در این دنیا تنها نباشم.تو باش تا دراین دنیای بزرگ تنهاییم تنها ترین باشی.

ماچ

قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق!من را در خود کشیدی برمودای من!!!!

قلبقلبولنتاین مبارکقلبقلب

نویسنده : مهتاب آسمان ; ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها: ولنتاین
comment نظرات () لینک


+ ......................

اگر سزا بود چنان در آغوش می فشردمت که یکی گردیم....

                و در آن پیکر نه من دلتنگ می شدم ....

                                  نه او میگریخت....ناراحت

نویسنده : مهتاب آسمان ; ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دیوانگی....

هوس کوچ به سرم زده...

              یا شاید هم هجرت...

نمی دانم....

          ز این بی دلی ها خسته شده ام...

دستانم را به دستان هیچ کس می سپارم...

                             و دردو دل می کنم با درخت...

       دیوانگی هم عالمی دارد....لبخند

نویسنده : مهتاب آسمان ; ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها: دیوانگی
comment نظرات () لینک


+  

نویسنده : مهتاب آسمان ; ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها: to
comment نظرات () لینک


+ نه...

نه!لبخند

نمی ذارم...لبخند

نمی ذارم تنهایی باعث بشه جز تو کس دیگه ای به آغوشم راه پیدا کنه...خجالت

هیچ کس لیاقت این همه صداقت رو نداره عزیزم...

می دونم آغوش تو هم هنوز به کسی راه نداده...خجالت

اخه اون همه امنیت و ارامش یه روزی قرار بود فقط مال من بشه...

هر دومون هنوز به هم وفاداریم...لبخند

اما...

دیگه بسه عزیزم...

به خودت بیاااااا...

به فکر من نباش....

من حالم خوبه......

گریه هات منو به مرز جنون می برهناراحتناراحتناراحت

مرد من!

مرد که گریه نمیکنه...ماچ

فکر اینکه دستات دیگه مال من نباشه اذیتم می کنه اما....

از من بگذر...گریهگریه

نویسنده : مهتاب آسمان ; ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها: دردودل
comment نظرات () لینک


+ آغوش...

تنهام... اتاق تاریکه...

همه خوابیدن...

اما من بیدارم...

چشمام... دستام... لبهام...

همه بهونه ات رو می گیره...

بیا پیشم...امشب دلم داره میترکه...

بغض توی گلوم راه نفسمو بسته....

چشامو که روهم می ذارم...تصویرچشمات می یاد...

تصور دستای گرمت...

اشکهام...دونه دونه... آروم و یواش از گوشه چشمام میاد پایین...

همون چشمایی که می گفتی دنیامه...همون چشمایی که وقتی زل می زد تو چشات ناخوداگاه لبخند می اورد رو لبهام...

و... اشک رو می اورد تو چشمای تو...

آخ...

یادت تموم وجودم رو گرفته...

تموم زندگیم رو....

دیگه گریه نکن...

من که هستم عزیزم...

این چشمها هنوزم واسه توست...

...

نیستی...

می دونم...

اما امشب هم به یاد آغوش گرمت می خوابم...

شاید فرداشب دیگه تنها نبودیم...خجالت

نه من...

نه تو...

نویسنده : مهتاب آسمان ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها: آغوش و تنهایی
comment نظرات () لینک


+ khatera...t

khaterat  chobhaye khasisy hastand ke ba atashe zendgi na misozand va na khakestar mishavad...

Ahaaaaaaaaaaaay...افسوس

ouny ke vasam khatere sakhti

khodet bego che kareshon konam?????ناراحت

نویسنده : مهتاب آسمان ; ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد