ناگفته های قلبهایمان بیشتر...
گفته هایمان کمتر از حدیث های شبانه است
در تنهایی و خلوت....
کاش می شد...
گاه بی تاب شدن
دستان سردو مهربانت...
تمام وجودم را گرم می کرد...
مهربانترین مهربان من دوستت د ارم....
پیامک ولنتاین
می تپد قلبم برای تو که یادت همدم لحظه لحظه های من است.وبا هر تپش بی تاب تر برای دیدار تو می شوم.

هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران و بابونه نباشی گاهی در انتهای خوارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند.

(نوشتم دوستت دارم پرانتز را نبستم بگذار این حقیقت تا ابد جریان بیابد...

عشق من تو باش نه برای اینکه در این دنیا تنها نباشم.تو باش تا دراین دنیای بزرگ تنهاییم تنها ترین باشی.

قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق!من را در خود کشیدی برمودای من!!!!

ولنتاین مبارک

اگر سزا بود چنان در آغوش می فشردمت که یکی گردیم....
و در آن پیکر نه من دلتنگ می شدم ....
نه او میگریخت....
هوس کوچ به سرم زده...
یا شاید هم هجرت...
نمی دانم....
ز این بی دلی ها خسته شده ام...
دستانم را به دستان هیچ کس می سپارم...
و دردو دل می کنم با درخت...
دیوانگی هم عالمی دارد....
نه!
نمی ذارم...
نمی ذارم تنهایی باعث بشه جز تو کس دیگه ای به آغوشم راه پیدا کنه...
هیچ کس لیاقت این همه صداقت رو نداره عزیزم...
می دونم آغوش تو هم هنوز به کسی راه نداده...
اخه اون همه امنیت و ارامش یه روزی قرار بود فقط مال من بشه...
هر دومون هنوز به هم وفاداریم...
اما...
دیگه بسه عزیزم...
به خودت بیاااااا...
به فکر من نباش....
من حالم خوبه......
گریه هات منو به مرز جنون می بره


مرد من!
مرد که گریه نمیکنه...
فکر اینکه دستات دیگه مال من نباشه اذیتم می کنه اما....
از من بگذر...

تنهام... اتاق تاریکه...
همه خوابیدن...
اما من بیدارم...
چشمام... دستام... لبهام...
همه بهونه ات رو می گیره...
بیا پیشم...امشب دلم داره میترکه...
بغض توی گلوم راه نفسمو بسته....
چشامو که روهم می ذارم...تصویرچشمات می یاد...
تصور دستای گرمت...
اشکهام...دونه دونه... آروم و یواش از گوشه چشمام میاد پایین...
همون چشمایی که می گفتی دنیامه...همون چشمایی که وقتی زل می زد تو چشات ناخوداگاه لبخند می اورد رو لبهام...
و... اشک رو می اورد تو چشمای تو...
آخ...
یادت تموم وجودم رو گرفته...
تموم زندگیم رو....
دیگه گریه نکن...
من که هستم عزیزم...
این چشمها هنوزم واسه توست...
...
نیستی...
می دونم...
اما امشب هم به یاد آغوش گرمت می خوابم...
شاید فرداشب دیگه تنها نبودیم...
نه من...
نه تو...
khaterat chobhaye khasisy hastand ke ba atashe zendgi na misozand va na khakestar mishavad...
Ahaaaaaaaaaaaay...
![]()
ouny ke vasam khatere sakhti
khodet bego che kareshon konam?????